
یک روز شرلوک هلمز داشت در خیابان های لندن قدم میزد که ناگهان مردم را دید که دور جسد یک زن مرده جمع شده بودندشرلوک بدن ان زن را بازرسی کرد و یک کیف پول پیدا کرد به شماره تلفنی که داخل کیف پول بود ززنگ زد و گگفت که همسرت مرده اون گفت امکان نداره شرلوک گفت لطفا بیا این جا و مرگشو تایید کن گفت باشه و بعد از ده دقیقه خودشو رسوند به محض این که رسید کفت بگیریدش قاتل خودشه اگر شما یک نابغه هستید جواب را پیدا کنید...
ادامه مطلب